ورود کاربران


تقويم آموزشي
مراسم شهادت امام رضا (ع) و رحلت رسول اکرم (ص)

آزمون جامع اختردانش دروس عمومی 27 آبان

افتتاحیه المپیاد ورزشی 25 آبان

آزمون مرات تمامی پایه ها 16 آبان

برگزاری مراسم اربعین حسینی

شرکت در راهپیمایی 13 آبان

افتخارات مدرسه






اوقات شرعي
اخبار
تبريک تولد
يك دريا شبنم ، يك دشت شقايق ، يك آسمان ستاره تقديم شماباد اي گل. " تولدتان مبارك"



روز تولد : یکشنبه ۲۶ آذر
فايل ها
سربرگ 96-95

سربرگ امتحانات 2

سربرگ امتحانات

تغییر DNS

فایل فلش برای استفاده از سایت

سايت هاي مرتبط
خبرها
دسته خبر : آموزشی



اقتدار
1394/09/22

 دانش آموزان معلم مقتدر را دوست دارند

 

·          به نظر شما معلم مقتدر به چه معلمي گفته مي شود؟

·         اصلا اقتدار در برابر دانش آموزان چيز خوبي است يا خير؟

·         راستي اقتدار يعني چه؟

فكر كنيد شما يكي از دانش آموزان هستيد و معلمي داريد كه

1.      زود حرفش را عوض مي كند.

2.      بچه ها به او احترامي مي كنند.

3.      دانش آموزان بدون هماهنگي با او هر كاري در كلاس انجام مي دهند.

4.      پوشش مناسبي ندارد.

5.      مطالب درسي را خودش بلد نيست و قدرت انتقال مفاهيم را ندارد

آيا شما اين معلم را دوست داشتيد؟

اين معلم همان معلمي است كه اقتدار ندارد

دانش آموزان دوست دارند از كسي چيزي ياد بگيرند كه انسان استوار و قابل اعتمادي باشد.دانش آموزان از آدم هايي كه زود حرف خودشان را عوض مي كنند خوششان نمي آيد. بايد دقت كنيد كه اقتدار با ديكتاتوري فرق دارد

ماكس وبر كه يك جامعه شناس است از اقتدار مشروع يا همان اتوريته نام مي بره به گفته ي او

 

اقتدار مشروع آن است كه

گروه معيني از مردم از فرمان معيني كه شخص معيني مي‌دهند،

به رضا و رغبت اطاعت كنند’

اگر ماهم كلاس را يك جامعه در نظر بگيريم يك معلم بايد.داراي اراده‌اي باشد كه بر اعمال دانش آموزان مؤثر باشد يعني بتواند فرمان بدهد و دانش آموزان هم گوش كنند .

اما بايد چكار كنيم تا مارا به عنوان يك معلم مقتدر بشناسند؟

قبل از هرچيز شما بايد خودتان را به دانش آموزان اثبات كنيد. يعني آنها بپذيرند كه كار شما كار خاصي است و از عهده ي هر كسي برنمي آيد .

اگر شما بتوانيد خودتان را اثبات كنيد ، دانش آموزان شما را قبول خواهند كرد و شما به عنوان يك معلم مقتدر شناخته مي شويد.

در اين مقاله ۹راهكار ارائه مي شود كه با عمل به آن ها شما به عنوان يك فرد مقتدر شناخته خواهيد شد.

 

 راهكار اول: به مخاطب ثابت كنيد كه نمي داند.

براي اين كار از دانش آموزان در همان ابتداي كلاس سوال بپرسيد. سوال هايي كه آنها را به چالش بكشيد. سوال ها را از آسان به سخت تدارك ببينيد . با اين كار دانش آموزان متوجه مي شوند كه كسي در مقابل آنهاست كه بيشتر از آنها مي داند.

 

راهكار دوم:كمي از خودتان تعريف كنيد

بهتر از دانش آموزان از سوابق شما آگاه باشند. اگر تاليفي داشتيد يا مقام خاصي كسب كرده ايد آن را به دانش آموزان بگوييد . البته همه چيز را لو ندهيد. مقداري از رزومه ي موفق خود را نگه داريد تا در طول سال كم كم به اطلاع دانش آموزان برسانيد. اگر هم شانس بياوريد و بدون اينكه شما بگوييد . خوددانش آموزان از موفقيت هاي شما باخبر شوند خيلي عالي مي شود.يك راه ديگر هم اين است كه با يكي از همكاران مثلا مدير مدرسه هماهنگ كنيد تا قبل از اينكه دانش آموزان شما را ببينند. از شما تعريف كند .با اين كار دانش آموزان يك تصوير ذهني خوب از شما دارند و اين به شما كمك زيادي مي كند.

 

 راهكار سوم: با نهايت ادب رفتار كنيد.

به اين مثال دقت كنيد: يك استاد دانشگاه به دانشجوي خودش مي گويد: بيا اينجا پسر ! خب اين استاد نبايد توقع داشته باشد كه احترامش در كلاس به صورت كامل حفظ شود. با اين كار او حريم خود را شكسته است. حتما دانش آموزان خود را با نام آقا و خانم صدا بزنيد. حتي در دوره ي ابتدايي . از كلماتي كه ممكن است در شان شما نباشد استفاده نكنيد: در همه ي صحبت ها و برخور دها لبخند را هم فراموش نكنيد.

 

راهكار چهارم:تواضع بيش از اندارهاقتدار را از بين مي برد .

منظور اينكه بعضي انقدر تواضع افراطي دارند كه ديكر نمي توانند به دانش آموزان نه بگويند اين افراد نمي توانند در مقابل خطاهاي دانش آموزان بايستند. داشتن فروتني به اندازه يك اصل اساسي در تدريس است ولي نبايد در ان افراط و تفريط كرد. مثلا معلمي كه خيلي خيلي متواضع است دانش آموزانبه خودشان اجازه مي دهند كه دور ميز معلم جمع بشوند . اين جمع شدن باعث مي شه معلم نتونه بقيه ي كلاس رو ببيند و حتي ممكنه دانش آموزان از اين شرايط سو استفاده كنند و اتفاقات عيجيب و ناخوشايندي در اين كلاس رخ بدهد مثل دستكاري كردن دفتر نمره و يا هر اتفاق بد ديگر. واكنش اين معلم ها معمولا به اين پديده اين است كه مجبور هستند ناگهان از جاي خود بلند شوند و با دادو فرياددانش آموزان را سر جايشان برگردانند! اگر همان اول اين معلم محترم كمي اقتدار از خودش نشان مي داد، مي توانست جلوي جمع شدن دانش آموزان دور ميزش رو بگيرد و اين اتفاقات نمي افتاد.

البته روي ديگر سكه هم اين است معلم بايد شخصيت متواضعي داشته باشد . مواردي كه نشان ميدهد معلم فرد متواضعي (به مقدار لازم) است.

·         داشتن ارتباط خوب با دانش آموزان در خارج از كلاس و مدرسه يعني اگر به صورت اتفاقي دانش آموزان خود را در خيابان ديديد خيلي گرم با او احوالپرس كنيد

·         دوم : سعي كنيد در سلام كردن پيش قدم باشيد و اگر دانش آموزان شما را سلام كردند با نهايت انرژي پاسخ آنان را بدهيد. زماني كه من وارد مدرسه مي شدم هر دانش آموزي كه من را ميديد بلند و با انرژي مي گفت آقا سلام . يك روز با يكي از همكاران وارد مدرسه شدم و طبق معمول بچه ها خيلي پر انرژري به من سلام كردند ،همكارم گفت آقاي حافظي نژاد مثل اينكه بچه ها خيلي دوستت دارن ها … ! من گفتم شايد ولي اگر شما هم جواب سلام بچه ها را با لبخند و با انرژي بدهي مطمئنا آنها هم همينطوري به شما سلام خواهند كرد.

 «همانقدر كه فكر ميكنيد سزاواريد دانش آموزان به شما احترام بگذارند به آنها احترام بگذاريد»

اگر فكر مي كنيد زيادي مهربان هستيد مقاله ي سه اشتباه خطرناك كه معلم مهربان مرتكب مي شود را بخوانيد.

 

راهكار پنجم: اشراف اطلاعاتي داشته باشيد.

شما بايد اطلاعات كافي از دانش آموزان خودتون داشته باشيد.

1.      اول از همه اسم اون ها رو بلد باشيد. واقعا مديريت كلاسي كه اسم دانش آموزان رو بلد نباشيد خيلي سخته .شما رو دعوت مي كنم كه مقاله ي چگونه اسم افراد را به خاطر بسپاريمرو در سايت روش تدريس مطالعه كنيد.

2.      گروه هاي دوستي بچه ها رو بشناسيد.اين كار معجزه مي كنه و شما رو خيلي سريع به مقصد ميرسونه . معمولا در بين دانش آموزان به ويژه نوجوانان گروه هاي دوستي ويژگي هاي شخصيتي مشابهي دارند . يعني الگو هاي رفتاري اونها شبيه يه يكديگر است . در گروه هاي دوستي افراطي نوجوانان اصلا به رفتار خودشان فكر نمي كنند و حاضرند براي تبعيت از گروه هر كاري انجام دهند . درست مثل توپ هايي سنگي كه با يك نخ به هم وصل شده باشند اگر يكي از آنها داخال چاه بيافتد معمولا سايرين هم به داخل چاه مي روند. پس اطلاع داشتن از گروه هاي دوستي به مديريت ما خيلي كمك مي كند

3.      داشتن اطلاعات از زندگي بيرون از مدرسه دانش آموز است در اين رابطه در مقاله ي آيا نياز است از زندگي شخصي دانش آموزان باخبر باشيم؟ به طور مفصل به اين مقوله پرداخته شده است . اما مطمئن باشيد كه دانستن از شرايط زندگي دانش آموز به اقتدار ما كمك مي كند.البته خيلي بايد مراقب بود كه در اين زمينه افراط نشود. مطمئنا اگر دانش آموز حس كند كه همه جا تحت نظر است ، حس خوبي در مدرسه نخواهد داشت

 

راهكار ششم :وضع ظاهري مناسبي داشته باشيم

تصور كنيد يك معلم آقا با يك پيراهن بسيار چروك و كثيف كه نصفش هم از داخل شلوار بيرون زده ، با يك شلوار پراز خاك و كفش هاي پاره و كثيف وارد كلاس بشود. مطمئنا براي اينكه خودش رو با اقتدار نشون بده كار بسيار سختي خواهد داشت دقت كنيد اولين چيزي كه افراد از شما مي بينندو طبق اون شما رو قضاوت مي كنند پوشش شماست.

پياژه مي گويد انسان قبل از اينكه به تفكر منطقي و انتزاعي برسند در مرحله ي حسي – حركتي قرار دارند يعني ابزار شناختشان ازجهان حواس اوست.

خب ممكنه برخي بگن پوشش اصلا مهم نيست و بگن پس چطوريه كه مهاتما گاندي تونست بايك پارچه كه دور خودش مينداخت انگليس رو از هند بيرون كنه.بله ولي باور كنيد كه پارچه مهاتما گاندي تميز بود. و آن پوشش براي مردم هند پذيرفته شده بود.اكنون هم ما معلمان عزيزي داريم كه در منطقه ي خودشون با لباس تركمني ،‌كردي ، لري و سيستاني سركلاس ميرن و اتفاقا خيلي هم خوش تيپ هستن و خيلي هم مقتدر و دانش آموزان هم آن ها را دوست دارند پس سعي كنيد هميشه بوي خوش بدين، لباس تميز بپوشين و با وقار باشيد

 

راهكار هفتم: به موقع و ودرست تصميم بگيريد

به عنوان مثال يك معلم مقتدر مي توانيد خيلي سريع دستور توقف رفتار بي ارتباط با تكليف را بدهد بيش از اينكه اين رفتار نظم كلاس را به هم بزند .تصميم گيري درست در زمنيه تنبيه و تشويق بحث مفصلي است كه بزودي مقاله اي در اين زمينه در سايت روش تدريس قرار خواهد گرفت

 

راهكار هشتم: به شغل خودتان افتخار كنيد

اگر حس بدي نسبت به شغل معلمي داشته باشيد ، تمركز فكري لازم رو نخواهيد داشت ، زود عصبي مي شويد و هميشه به دنبال فرار از تدريس خواهيد بود.با خودتان بگوييد من معلم هستم و به شغل خودم افتخار مي كنم

اگر شما به خودتان افتخار نكنيد چگونه توقع داريد دانش آموزان به شما افتخار كنند